پرواز
مردی شکست خورده تر از من ندیده ای
از من مخواه راحت از اینجا گذر کنم
وقتی هزار پیله به دورم تنیده ای
یادم نرفته است همان ابتدای کار
گفتی چقدر دغدغه داری . تکیده ای
ما سرنوشت مشترکی را رقم زدیم
مثل من از بهشت تو هم سیب چیده ای
حتما شگفت مانده ای از کارهای من
دیوا نه ای شبیه خودت را ندیده ای
این شعر را به چشم تو تقدیم می کنم
این دل سروده را که خودت آفرید ه ای
دیدم شبی به شکل کبوتر تو را به خواب
تا آمدم به سمت تو دیدم پریده ای