دروغ
باز هم خسته از سفر به دنبال گم کرده ای.....
از خواب بدی که تو برایم دیده ای..........
چگونه می خواهی بی خیال پرواز شوم.........
وقتی هزار پیله برایم تنیده ای................
برو زر و سیمت را جمع کن ٬ ارزویت همین بود
تو حتی بر روی خودت قیمت گذاشته ای......
آن همه دروغ را چقدر ساده می گفتی...........
وقتی به خیالم از تمام دنیا بریده ای...............
گفته بودی پشیمانی فرصتی دیگر می خواهی....
کدام فرصت تو دیگر برای من مرده ای...........