باران
گفته بودی
باران را دوست داری
گفته بودی
کاش می شد زیر باران چترمان را باز کنیم.
ابرهای سیاه آمدند ٬
من چشم به آسمان...
.........
تو رفته بودی!
و من سالهاست
چتر به دست در انتظار بارانم!
گفته بودی
باران را دوست داری
گفته بودی
کاش می شد زیر باران چترمان را باز کنیم.
ابرهای سیاه آمدند ٬
من چشم به آسمان...
.........
تو رفته بودی!
و من سالهاست
چتر به دست در انتظار بارانم!
کسی از سرو پرسید
چرا میوه نمی دهی ؟
جواب داد:
آزادکان تهی دستند !
به یاد او که سلامش را پاسخ نگفتند!
بیمارم٬ مادر جان !
می دانم٬ می بینی٬
می بینم ٬ می دانی٬
می ترسی٬ می لرزی
از کارم٬ رفتارم٬ مادر جان!
می دانم ٬ می بینی
گه گریم٬ گه خندم
گه گیجم ٬ گه مستم
و هر شب تا روزش
بیدارم٬ بیدارم٬ مادر جان!
من دردم بی ساحل٬
تو رنجت بی حاصل
ساحر شو٬ جادو کن٬
درمان کن ٬ دارو کن٬
بیمارم٬ بیمارم٬ بیمارم٬ مادر جان!